Sunday, 9 June 2013

رای دادن یا ندادن، مساله فقط این نیست!

در حالی که نزدیک به یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری در ایران می شویم، بحث بیشتر رسانه های منتقد نظام  پیرامون شرکت یا تحریم انتخابات است. به نظر بنده، حقیقت این است که شرکت یا عدم شرکت در انتخابات اگرچه بحث مهمی است، اما شاید مباحث دیگری هم باشد که به همان میزان یا شاید بیشتر اهمیت داشته باشد:
 
1- اگر در انتخابات شرکت نکنیم، می خواهیم چه کنیم؟
 چه برنامه ای برای مبارزه در روزها و ماهها و سالهای بعد داریم؟ منتظر گذر زمان و حوادث خواهیم ماند یا برنامه مشخصی خواهیم داشت؟ آیا دلمان را به این خوش خواهیم کرد که مشروعیت را از نظام گرفتیم و همین بس تا چهار سال بعد که مجدداً مشروعیت را از نظام بزداییم؟ (هر چند که از نظر من، نظامی که بتواند به راحتی در انتخابات تقلب کند، مشروعیت خود را هم از دل آمار در میاورد، از همین الآن سرودهای حماسی و تصاویر حوزه ها در فردای انتخابات که از صدا و سیما پخش خواهد شد را در ذهن دارم).
 
2- اگر در انتخابات شرکت کردیم و تقلب شد، چه خواهیم کرد؟ 
چهار سال پیش، قبل از برگزاری انتخابات خط و نشان کشیده شده بود که "اگه تقلب بشه، ایران قیامت میشه"
 
3- اگر در انتخابات شرکت کردیم و تقلب نشد، ولی کاندیدای مورد نظر ما رای نیاورد، چه خواهیم کرد؟
باخت خود رو به گردن عدم شرکت سایر مخالفان خواهیم انداخت؟ در اینصورت چه خواهیم کرد تا سایر مخالفان را با خود همراه کنیم؟
 
4- اگر در انتخابات شرکت کردیم و کاندیدای مورد نظر ما رای آورد، چه خواهیم کرد؟
ما یک بار تجربه این اتفاق را در سال 76 داریم. خیلی خوشحال شدیم ولی به مرور سرد و نا امید شدیم و میدان رو به انحصارگراها تحویل دادیم. حرف من کوتاهی های صورت گرفته از سوی سران اصلاحات نیست، بیشتر پیرامون مسئولیت های خود ماست.
 
5- چه کنیم که اگر قصد مبارزه داریم، هر چهار سال یک بار سیاسی نشویم و به صورت پیگیر فعالیت سیاسی داشته باشیم؟ هر چند ناچیز.
 
 

1 comment:

  1. اینکه یه نفر از افراد جامعه برای مدت ۱۰- ۴ سال توسط اعضای جامعه به عنوان رهبر انتخاب بشه منطقی ترین حالت دموکراسی است. حالا بگذریم که یه حزبی- مللاها- از نفهمی اکثریت اعضای این جامعه استفاده کرد و با استفاده از فنی که درش استاد بود( کلاه شرعی) بقیه رو هم ضربه فنی کرد و رهبری رو برای همیشه از ان خودش کرد. اولش گفتند فقط مواظبه که خدا و احکامش فراموش نشه. بعدش گفتند مسائل کلی هم زیر نظر ایشونه! وقتی که میدونو خالی دیدند ولایت مطلقه را رو کردند تا مطمثن بشن ۱۰۰٪ قدرت وثروت مال خودشونه. رهبربعدی که اعتماد بنفس کافی نداشت که کلاه شرعیهای خوبی درست کنه ویا این راه دیگه جواب نمیداد تصمیم گرفت برای اینکه خودشو مستحکمتر کنه اطرافیاشو رو به جون هم بندازه تا این وسط بتونه زمانو به نفع خودش پیش ببره و ادامه دهنده بالفطره حیاتشو رو اماده حکومت به رعیت بکنه! به این ترتیبه که همه رشته ها پنبه میشه وایران ما به ۹۳ سال پیش برمیگرده و این سلسله باطل! و قدرتهای بزرگ دنیا به ریش ما میخندن! حالا ما به عنوان رعیت چیکار کنیم که جلوی اینکارو بگیریم تا زور بیشتری سرمون نیاد حداقل به اندازه رعیتهایی که تو کشورهای د یگه زندگی میکنن حق زندگی داشته باشیم؟
    به نظر من باید همونجایی رو که ضعف داریم و ازش ضربه خوردیم رو باید تقویت کنیم واون هم نفهمیه(البته من بر این باورم دیگه اونا دراکثریت نیستند چون اگه در اکثریت بودن کلاه شرعی جواب میداد!) و این از رای دادن شروع میشه! چون حداقل
    ۱- این امید رو میده که شاهد یه دورانی مثل ۱۴ سال پیش باشیم که تا حدودی امکان نشر و بحث نظرات مختلف رو ایجاد کرد.
    ۲- این امید رو میده که یه نفری بیاد که به پشتوانه رای مردم رهبری روبه چالش بکشه و نذاره کاراش به سرعت پیش بره تا حداقل زمان به نفع مردم پیش بره.
    ۳-باعث میشه که نماینده و برایند اکثریت مردم (ازمیان این ۸ نفر!) انتخاب بشه نه نماینده یه قشر خاص.
    ۴- بعضیها میگن که رئیس به اصطلاح جمهوراز قبل انتخاب شده و ما نمیخواهیم نقشی در مقبولیت بخشی این حکومت داشته باشیم. این نظر درستی میتونه باشه اگه فقط این امیدها نبود!

    ReplyDelete